چای داغی که دلم بود ، به دستت دادم
آنقدر سرد شدم ، از دهنت افتادم ...
علیرضا آذر
چای داغی که دلم بود ، به دستت دادم
آنقدر سرد شدم ، از دهنت افتادم ...
علیرضا آذر
از نامه ی دوریت من خط به خط گریه
با تو فقط شادی با من فقط گریه
وقتی که دلتنگم بارون و میفهمم
اندوه چشمای گریون و میفهمم
تو با یقین رفتی گفتم مردد رفت
از زندگی بی تو تا مرگ باید رفت
من از همه دلگیر من تو جونی پیر
تقدیر من اینه نفرین به این تقدیر
بزرگترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم که چه
طور فراموشم می کنند .
گابریل گارسیا مارکز
۱
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
کاظم بهمنی
۲
عاقبت دستانمان رو می شود با شعرها
مثل چشمانی که بعد از گریه ها پف می کنند
سجاد رشیدی پور
۳
قهر که می کنی
لبخند نزن
چای تلخ را
در فنجان می ریزند
نه در قندان ...
احسان پرسا
۴
چقدر لباس سیاه به تو می آید
اگر می دانستم
زودتر می مردم
آرش شفاعی
بهار هم دارد می رود
تابستان یعنی
آشتی دوباره دستهای تو با طبیعت
مگر سر جنگ داری بانو
هر سال با " تیر " می آیی ...
محسن کیوان
وقتي باران نمي بارد
بهانه اي براي گريستنم نيست
بايد پياز پوست بگيرم
تو را در لایه لایه های خودم پنهان مي كنم
تا هيچ كس نداند
تو در من زندگي مي كني
چقدر كرند آن ها
كه صداي پاي تو را در من نمي شنوند
چه كورند همسايه ها
وقتي به خانه ام مي آيي
تو را نمي بينند
حتا راننده تاكسي ها
كه نمي دانند من دو نفرم
كرايه ات را از من نمي گيرند
تو در من نفس مي كشي
اما من
سال ها است که مرده ام
هر شب
بي گلوله و تفنگ
مي ميرم
هيچ بمب باراني اندازه ي تو
مرا تخريب نكرده است
هرچه مي روم
از تو دور نمي شوم
هرچه مي روي
به من نزديك تری
لب هات
كندوي عسل
در كمر كوهستاني
عمر من
كوتاه تر از فراموش تو است
فقط هر روز مي توانم
حواسم را
از بلنداي تو پرت كنم
... چقدر گفتم
زير ابرو هايت را
از سر راهم بردار
مي خواهم بروم دنبال كارم
اما ابروهايت را بند انداختي به دور گردنم
شعر هاي نا گفته ام را در نطفه خفه كني
چقدر گفتم دست هايت را هم بردار از من
تو در من خيلي دست داري
اصلن نمي خواهم با من بسازي
پاهايت را هم از زندگي من بکش بيرون
حتا اگر فرو بريزم
مي خواهم روي پاي خودم باشم
فردا خانه باش
تا داغ داغ است بوسه هايم را بده
و حرف هايت را پس بگير
اصلن بلند شو
چشمت را بپوش
و برو
من فكر مي كنم وقتي كسي چيزي را
هر جاي دنيا جا مي گذارد
دارد به تو فكر مي كند
من فكر مي كنم
تمام آدم هاي دنيا
به خاطر تو مرده اند
از رانندگاني كه تصادف مي كنند و
دارند به تو فكر مي كنند
تا صخره نورد ها
كه حواس شان
پرت مي شود
تمام جنگ ها
براي گرفتن تو اتفاق مي افتد
اصلن تمام آدم هاي دنيا به خاطر تو مرده اند
قسمتی از شعر بلند حافظیه از محمد کاظم حسینی
نه اینکه خونِمون با هم نمی خونه
ته فنجونمون با هم نمی خونه
باید با احترام از هم جدا شیمُ
باید تسلیمِ تصمیمِ خدا شیمُ
بذار پایان ما با گریه امضا شه
به نفعِ هردوتامونه بگو باشه
به نفعِ هر دومونِ گرچه می دونم
غمت مثلِ خوره میفته به جونم
می دونم، رفتنت خیلی برام سخته
می دونم، هرکی با تو باشه خوشبخته
می دونم، سختِ امّا با خودت لج کن
سره همین دوراهی راهتُ کج کن
نمی گم من زدم احساسمو کشتم
نمی گم بعده تو خالی شده پشتم
نمی گم تا ابد یادت نمی افتم
فقط می گم جدایی رو پذیرفتم
ازینجا تا ته دنیا خداحافظ
آهای دلتنگی فردا خداحافظ
یه خواهش می کنم، حرفِ منو گوش کن
تمومِ خاطرهامو فراموش کن
...
دو تخم چشمم را
براهت کاشته ام
خیلی وقت است
این طرف ها
سبز نشده ای .
محمد کاظم حسینی
۱
اول قرار بود
که یک نفر بیاید و
من عاشقش شوم
اما
همه ی قرار ها بهم ریخت
او آمد
اما من عاشق تو شدم
که نیامده بودی ...
هنگامه هویدا
۲
دو سال می گذرد من هنوز سربازم
وظیفه ی شب و روزم ندیده بانی توست
یاسر قنبرلو
1
هی گورستان !
به تمام سنگ قبرهایت که
تاریخ تولدم را دارند
شک کرده ام ...
حس می کنم
مرده های زیادی
سهم ام را دزدیده اند .
مهتاب یغما
2
گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش
معشوقه بودن است و بریز و بپاش ها
حسین زحمتکش
این روزها دلم شبیه اون عجیب تر هایی که فقط خودم می دونم گرفته ...
داغووووووووووووووووووونم .
هر چی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بیقرای مال من
منو یادت نمی یاد می دونم
تا همین جاشم ازت ممنونم
دیگه حتّی نفسم در نمی یاد
کاری جز دعا ازم بر نمی یاد
برو خوش باش ، برو شیرینم
من به آینده تو خوش بینم
برو که الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نکشی
نوش جونت همه ی بی کسی هام برو خوشبخت بشی
منو ول کردی با دل واپسی هام برو خوشبخت بشی
اگه رفتی ، اگه تنها موندم برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هات جا موندم برو خوشبخت بشی
نوش جونم که همش دل تنگم نگرانِ من نباش
اگه گریه داره این آهنگم نگرانِ من نباش
اگه عمرم داره از کف میره نگرانِ من نباش
اگه هر شب نفسم می گیره نگرانِ من نباش
کاشکی می شد با دلم می ساختی
تو هنوز دلِ منو نشناختی
کاش مثل گذشته عاشق بودی
کاش همون آدم سابق بودی
جز این چی دارم بگم ............