معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟

من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست؟

 

گاه اگر از دوست پیغامی نیاید بهتر است

داستان‌هایی که مردم از تو می‌گویند چیست؟

 

خود قضاوت کن اگر درمان دردم عشق توست

این سرآشفته و این قلب ناخرسند چیست؟

 

چند روز از عمر گل‌های بهاری مانده است

ارزش جان‌کندن گل‌ها در این یک چند چیست؟

 

از تو هم دل کندم و دیگر نپرسیدم ز خویش

چاره معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست؟

 

عشق، نفرت، شوق، بیزاری، تمنا یا گریز

حاصل آغوش گرم آتش و اسفند چیست؟

 

فاضل نظری

 

پ. ن :

نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام

از حق گذشته ایم و به باطل نمی رسیم

صائب تبریزی

 

 

ای آن که در دلم هستی اما ندارمت ...

 

 

ما را کبوترانه وفادار کرده است

آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا

از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناهِ نکرده را

در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود

ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

 

فاضل نظری

 

پ .ن :

منو با خودت ببر هر جا دلت خواست

دیگه چیزی نمی خوام این آخریشه

 

؟

 

 

توجهی به تکاپوی این پلنگ نکن
به تیر‌رس که رسیدم بزن، درنگ نکن

تمام حیثیت کوه از شکوه من است
نه، افتخار به فتح دو تکه سنگ نکن

مرا به چنگ بیاور چه زنده، چه مرده
به قدر ثانیه‌ای فکر نام و ننگ نکن

غرور دشت پر از رد گامهای من است
مرا اسیر قفسهای چشم ‌تنگ نکن

درست بین دو ابروم را نشانه بگیر
به قصد کشت بزن، لحظه‌ای درنگ نکن

همیشه اول و آخر تو می‌بری از من
تمام وقتت را صرف صلح و جنگ نکن

فقط بخواه به پایت نمرده جان بدهم
برای کشتن من خواهش از تفنگ نکن

 

امیر اکبرزاده

 

بیستون هیچ ، دماوند اگر سد بشود

چشم تو قسمت من بوده و باید بشود

 

زده ام زیر غزل ؛ حال و هوایم ابریست

هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

 

بی گلایل به در خانه تان آمده ام

نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

 

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد

ناگهان آمد تا اسم تو ابجد بشود

 

ناگهان آمد و زد ، آمد و کشت ، آمد و برد

- او فقط آمده بود از دل ما رد بشود-

 

تیشه برداشته ام ریشه خود را بزنم

شاید افسانه ی من نیز زبانزد بشود

 

باز هم تیغ و رگ و... مرگ برم داشته است

خون من ضامن دیدار تو شاید بشود...

 

حامد بهاروند

 

 

.

.

.

 

گر خیال آمدن داری عزیزم زودتر