تو كه شاعري بگو عشق چيه؟

 

اگر سي سال پيش پرسيده بودي

از هر آستينم برايت

چند تعريف آماده و كامل...

كه مو لاي درزش نرود

بيرون مي كشيدم

در اين سن و سال اما

فقط مي توانم دستت را

كه هنوز بوي سيب مي دهد بگيرم

و بازگردانمت به صبح آفرينش

از پروردگار بخواهم

به جاي خاك و گل

و دنده ي گمشده من

اين بار قلم مو به دست بگيرد

و تو را به شكل آب بكشد

رها از زندان پوست

و داربست استخوان هايت

و مرا

به شكل يك ماهي خونگرم

كه بي تو بودنش مصادف

با هلاكت بي برو برگرد

 

 

عباس صفاری