با گریه می بینم محبوب من خوابه

بی ترس و دلشوره

این خواب بی برگشت یعنی ازش دورم

یعنی ازم دوره

 

چشماش یادم هست وقتی که می خوابید

چشماشو زیبا بست

من اشک می ریزم ، از مرگ لبریزم

یعنی که پنجشنبه ست

 

پنجشنبه ها شعرن ، پنجشنبه ها دردن

پنجشنبه ها سردن ، پنجشنبه ها بن بست

تا آخرین بن بست ، تا لحظه ی مرگم ، تا اخر دنیا

هر روز پنجشنبه ست

 

دنیای من شعره ، شعرام پر از درده ، دردام بی اندازه

قلب ترک خورده م با شعر می سوزه ، با درد می سازه

 

پنجشنبه یعنی درد یعنی قرارم نیست

یعنی کنارم نیست

پنجشنبه یعنی سرد یعنی زمستونه

یعنی بهارم نیست

 

ای قلب بی تابم هم گریه زاری کن

هم بی قراری کن وقتی قراری نیست

مردم از این مردن از خون دل خوردن

از مرگ غیر از مرگ هیچ انتظاری نیست .