دوستان ام می خواهند مرا بر سر عقل بیاورند
که از عشق فریاد نزنم
که نام تو را آهسته هجا کنم
دوستان من !
گوش کنید !
حریق سر تا پای مرا گرفته است
شما حرف از تسلی می زنید
من این حریق را باید تا قبرستان ببرم
دوستان من !
دعا کنید دوباره متولد شوم ...
احمد رضا احمدی
کجا رسد به تو مکتوب گریه آلودم
که باد هم نبرد کاغذی که نم دارد
صائب تبریزی
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی ۱۳۹۰ ساعت 11:7 توسط بعد از همه