هر شب برای من دو سه ـ رويا می آوری


خورشيدی و ستاره به دنيا می آوری!


 

با يک پياله آب خوش و چند پُک هوا

مثل گذشته، حال مرا جا می آوری


 

تنها معلّمی تو که از اين همه کتاب

زنگ حساب دفتر انشا می آوری!


 

در آيه ی نخست اشارات هر شبت

«والّيل» را به خاطر ليلا می آوری!


 

گاهی مرا که در دل تو جا نداشتم

می خوانی و بهانه ی بی جا می آوری!


 

با اين که با اشاره به خشکيدن درخت

در بين وعده های خود «امّا» می آوری


 

من کودکانه منتظر سيب هستم و

هر شب دلم خوش است که فردا می آوری !

 

غلامرضا طریقی