خاطرم نیست به جز خاطر تو چیز دگر خواسته باشم

یا به جز دیدن رویت ،هوسی تازه به سر خواسته باشم

 

خاطرم نیست به جز عشق تو ، حرفی ز پریدن زده باشم

چون تو از عشق فقط ،فکر گذر ، بال سفر خواسته باشم

 

خواستن را ز سرم دور نمودم ،که توام خواسته بودی

وای بر من اگر از خواستنت ، فکر حذر خواسته باشم

 

ما که رفتیم ولی یار سفر کرده بگو جان نگاهت

حق من نیست که پشت سر خود ، دیده ی تر خواسته باشم؟

 

؟

 

" گذشت عمر و نکردی کلام خود را نرم "

صائب تبریزی